مرتضى مطهرى

509

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

ماهيت تعلق گرفته است و آن ماهيت الف است يا ماهيت زيد است . اين ماهيت زيد يك بار در زمان سابق وجود پيدا كرده است و همان ماهيت زيد است به همان شخصيت خودش كه بار ديگر وجود ثانوى پيدا كرده است . اين معنايش اين است كه ما براى ماهيت استقلال و اصالتى ماوراى وجود قائل هستيم ؛ يعنى همان حرف معتزله را گفته‌ايم كه شىء بعد از اينكه معدوم هم مىشود ماهيتش ثباتى دارد . اما حق آن است كه اگر وجود متعدد شد ماهيت هم ناگزير متعدد است . اگر ايجاد متعدد است و وجود متعدد است ماهيت هم متعدد است ، يعنى از نظر شخصى متعدد است ، آن يك شخص است و اين يك شخص ديگر . پس « اين » اعادهء عين « آن » نشد ، اعادهء مثل « آن » شد « 1 » .

--> ( 1 ) مىفرماييد اين از آفات اصالت ماهيت است ولى به طور ندانسته ؟ استاد : از آفات اصالت ماهيت است و بلكه بالاتر از اصالت ماهيت ، چون اصالت ماهيتى هم نمىگويد ماهيت بدون وجود از خودش ثبوتى و تقررى دارد . معتزله بودند كه مىگفتند ماهيات ممكنه ، بدون وجود هم يك ثبوتى دارند . حتى اصالت ماهيتىها هم اين جور فكر نمىكردند . يك نوع اصالت ماهيتى بعلاوهء قول به تقرر ماهيت منفك از وجود ، در اين تفكر خوابيده است . فقط معتزلى مىتواند اين حرف را بزند . حتى يك فيلسوف اصالت ماهيتى هم نمىتواند اين حرف را بزند . - استاد ! داعى كلامىشان در اين قول چه بوده است ؟ استاد : داعى كلامىشان را عرض كردم كه چه بوده است و حاجى هم بعد اشاره مىكند كه : ما ضرّ ان الجسم غبّ ما فنى * هو المعاد فى المعاد قولنا اينها فكر مىكرده‌اند كه « معاد » اعادهء معدوم است . البته بايد بدانيم كلمهء « معاد » و « اعاده » خودش اصطلاح قرآنى نيست بلكه اصطلاح كلامى است . اين خودش يك مسأله‌اى است كه اين اصطلاح يك اصطلاح قرآنى نيست . - اصلا « معاد » در قرآن به اين معنا نيامده است ؟ استاد : نه ، لفظ معاد به اين معنا نيامده است . - به اين معنا نيامده است بلكه به معناى آخرت آمده است كه اثنينيتش خيلى واضح است . استاد : نه ، براى آخرت هم لفظ « معاد » نيامده است . ماده‌اش ( هو يبدئ و يعيد ) [ آمده است ] . « يعيد » معنايش اين است كه « برمىگرداند » . « يبدئ و يعيد » يعنى آغاز كرده است و باز مىگرداند . « يعيد » در اينجا معناى رجوع مىدهد . - لفظ « معاد » آمده است اما . . . استاد : نه ، لفظ « معاد » هم نيامده است . - انّ الّذى فرض عليك القرآن لرادّك الى معاد . استاد : آن « معاد » دربارهء قيامت نيامده است . « لرادّك الى معاد » در مورد چيز ديگر است ، در مورد پيغمبر است و مكه .